Coco

Coco

ココ

ココ 570 علاقه‌مند 1 انیمه

درباره کاراکتر

سن: 10-12 جنسیت: مؤنث تولد: 25 اردیبهشت مو: سبز مایل به بلوند چشم: طلا شغل: شاگرد جادوگر، شاگرد خیاط (قبلا) وابستگی: جادوگران کلاه نوک تیز، افراد خارجی (قبلا) محل اقامت: دهکده کوکو (سابق)، آتلیه قیفری تخصص: خطوط مستقیم وضعیت: کوکو شخصیت اصلی آتلیه کلاه جادوگر است. او دختر جوانی است که به دنبال استفاده تصادفی اولیه او از جادوی ممنوع که مادرش را به سنگ تبدیل کرد، زیر نظر جادوگر قیفری شاگرد جادوگری می شود. او امیدوار است که برج تومز را برای یافتن کتابی که حاوی جادویی است جستجو کند تا تأثیر آن بر مادرش را معکوس کند. کوکو دختر جوانی است که با مادرش پارچه فروش در دهکده ای کوچک زندگی می کند. او و......

سن: 10-12 جنسیت: مؤنث تولد: 25 اردیبهشت مو: سبز مایل به بلوند چشم: طلا شغل: شاگرد جادوگر، شاگرد خیاط (قبلا) وابستگی: جادوگران کلاه نوک تیز، افراد خارجی (قبلا) محل اقامت: دهکده کوکو (سابق)، آتلیه قیفری تخصص: خطوط مستقیم وضعیت: کوکو شخصیت اصلی آتلیه کلاه جادوگر است. او دختر جوانی است که به دنبال استفاده تصادفی اولیه او از جادوی ممنوع که مادرش را به سنگ تبدیل کرد، زیر نظر جادوگر قیفری شاگرد جادوگری می شود. او امیدوار است که برج تومز را برای یافتن کتابی که حاوی جادویی است جستجو کند تا تأثیر آن بر مادرش را معکوس کند. کوکو دختر جوانی است که با مادرش پارچه فروش در دهکده ای کوچک زندگی می کند. او وقتی کوچک بود، در یک جشنواره، در حالی که روی سنگفرش روشن راه می رفت، عاشق جادو شد. آن روز او با یک جادوگر عجیب آشنا شد که به او یک فریمور جادویی و یک خودکار با جوهر فروخت. یک روز که کوکو مشغول انجام کارهایش بود، ارابه های بالدار را دید که به مغازه لباس فروشی مادرش رسیدند. او به جادوگر، قیفری که برای خرید پارچه از آنجا می گذشت برخورد کرد. او مشاهده کرد که او یک تکه پارچه را بریده و خاطرنشان کرد که مهارت او خود جادو است. کوکو با خجالت به قیفری گفت که شیفتگی او به جادو از دوران کودکی او شروع شده است. مادرش او را به نمایشگاه قلعه آورده بود، جایی که او یک کتاب تصویری جادویی و یک عصا از یک جادوگر مرموز و نقابدار خرید. قیفری از داستان او ناراحت به نظر می رسید، اگرچه او چیزی نگفت. پس از اینکه چند کودک به طور تصادفی ارابه بالدار را شکستند، او پیشنهاد داد که آن را با استفاده از جادو درست کند. اگرچه کوکو اجازه نداشت، اما او موفق شد شاهد جادو کردن قیفری از پشت بام مغازه باشد. اواخر همان شب، کوکو تصمیم گرفت با استفاده از کتاب تصویری جادویی و عصایی که خریده بود، دست خود را در کشیدن جادو امتحان کند. پس از موفقیت نسبی پس از چند تلاش، کوکو تصمیم گرفت چیزی پیچیده تر را ترسیم کند. قیفری در آخرین لحظه او را از نقاشی دور کرد و او را از انفجار نور انفجاری از دایره جادویی نجات داد. مادرش در حالی که او را به خاطر بی احتیاطی کشیدن جادو سرزنش می کرد، گرفتار جادوی ممنوعه شد و به سنگ تبدیل شد. کوکو وقتی فهمید که کیفری خاطراتش را به خاطر استفاده از جادو پاک می‌کند وحشت‌زده‌تر شد، اما متوجه شد که او تنها راهبری او به کلاه‌های لبه دار، گروهی از جادوگران است که جادوی ممنوع را انجام می‌دهند. قیفری تصمیم گرفت او را به عنوان شاگرد در آتلیه خود بپذیرد. کوکو یک دختر جوان باهوش، شاد و خوش بین است. از آنجایی که او خارج از دنیای جادوگران بزرگ شده است، اشتیاق کودکانه ای به جادو دارد و حتی معمولی ترین جادوها را با چشمانی گشاد شده مشاهده می کند. کوکو واقعاً عاشق جادو است. طلسمی که الهام‌بخش این امر در او شد، جادوی ساده‌ای بود که توسط چشم مراقب اولروجیوی Qifrey ساخته شد که باعث شد مسیری از سنگ درخشان هنگام راه رفتن او روشن شود. رویکرد او به سحر و جادو اغلب ساده و عملی است و بر خطوط مستقیم و اشکال ساده تمرکز می کند، اما او در طوفان فکری مفاهیم و ایده هایی که اغلب توسط شاگردهای همکارش استفاده می شود برتری دارد. (منبع: ویکی مستقل آتلیه کلاه جادوگر)

صداپیشه‌ها

انیمه‌ها 1