مربی من وکونگ است
My Mentor is Wukong · 我的师尊是悟空
یوان هوآی در محاکمه های خانواده اش شرکت کرد، اما در طول محاکمه، شروران شانس او را برای پرورش جاودانگی ربودند. مادرش را به قتل رساندند، خواهرش را ربودند و خودش هم به شدت مجروح شد و از صخره پرت شد. در آستانه مرگ در پایین صخره، او با سان وکونگ روبرو شد که ده هزار سال پیش زیر کوه پنج انگشت سرکوب شده بود. او این فرصت را به دست آورد تا شاگرد سان وکونگ شود و دوباره متولد شد. او برای انتقام از مادرش از ته صخره فرار کرد و با کمک سان وکونگ وارد قلمروی جاودانه شد و برای نجات خواهرش راه پرورش جاودانگی را در پیش گرفت. (منبع: تنسنت، ترجمه)
رسانه
تصاویر
· کلیک خارج یا ESC برای بستن
خلاصه داستان
یوان هوآی در محاکمه های خانواده اش شرکت کرد، اما در طول محاکمه، شروران شانس او را برای پرورش جاودانگی ربودند. مادرش را به قتل رساندند، خواهرش را ربودند و خودش هم به شدت مجروح شد و از صخره پرت شد. در آستانه مرگ در پایین صخره، او با سان وکونگ روبرو شد که ده هزار سال پیش زیر کوه پنج انگشت سرکوب شده ب......
یوان هوآی در محاکمه های خانواده اش شرکت کرد، اما در طول محاکمه، شروران شانس او را برای پرورش جاودانگی ربودند. مادرش را به قتل رساندند، خواهرش را ربودند و خودش هم به شدت مجروح شد و از صخره پرت شد. در آستانه مرگ در پایین صخره، او با سان وکونگ روبرو شد که ده هزار سال پیش زیر کوه پنج انگشت سرکوب شده بود. او این فرصت را به دست آورد تا شاگرد سان وکونگ شود و دوباره متولد شد. او برای انتقام از مادرش از ته صخره فرار کرد و با کمک سان وکونگ وارد قلمروی جاودانه شد و برای نجات خواهرش راه پرورش جاودانگی را در پیش گرفت. (منبع: تنسنت، ترجمه)
برای مشاهده و ثبت نظر وارد شوید
ورود