آنا نه ناکا
Ana no Naka · あなのなか
«من» حفره ای در باغ حفر کردم و متوجه درخشش ضعیفی روی دیوار چاله شدم. با تعجب که چه می تواند باشد، به آرامی دیوار را لمس کردم، و جایی که آن را لمس کردم، مرز بین لایه های سنگ بلند شد! پشتش "قطعه ای" از چیزی بود که نور ساطع می کرد... به محض اینکه ترکش را گرفتم، با نیروی شدیدی کشیده شدم و در شکافی در لایه های زمین افتادم... (منبع: NHK، ترجمه)
رسانه
تصاویر
· کلیک خارج یا ESC برای بستن
خلاصه داستان
«من» حفره ای در باغ حفر کردم و متوجه درخشش ضعیفی روی دیوار چاله شدم. با تعجب که چه می تواند باشد، به آرامی دیوار را لمس کردم، و جایی که آن را لمس کردم، مرز بین لایه های سنگ بلند شد! پشتش "قطعه ای" از چیزی بود که نور ساطع می کرد... به محض اینکه ترکش را گرفتم، با نیروی شدیدی کشیده شدم و در شکافی در لا......
«من» حفره ای در باغ حفر کردم و متوجه درخشش ضعیفی روی دیوار چاله شدم. با تعجب که چه می تواند باشد، به آرامی دیوار را لمس کردم، و جایی که آن را لمس کردم، مرز بین لایه های سنگ بلند شد! پشتش "قطعه ای" از چیزی بود که نور ساطع می کرد... به محض اینکه ترکش را گرفتم، با نیروی شدیدی کشیده شدم و در شکافی در لایه های زمین افتادم... (منبع: NHK، ترجمه)
برای مشاهده و ثبت نظر وارد شوید
ورود