هیکارو تابستانی درگذشت
The Summer Hikaru Died · 光が死んだ夏
شش ماه از زمانی که بهترین دوست یوشیکی تسوجیناکا، هیکارو ایندو، در کوهستان گم شد و یک هفته بعد بدون اینکه یادی از اتفاقات رخ داده بود، بازگشت، می گذرد. یوشیکی با اطمینان از اینکه هیکارویی که او می شناسد نیست که برگشته است، سرانجام یوشیکی در مورد آن از هیکارو می پرسد. ناگهان "هیکارو" شکل هیولایی واقعی خود را نشان می دهد و از یوشیکی می خواهد که آن را مخفی نگه دارد، زیرا او نمی خواهد او را بکشد. «هیکارو» با وجود طبیعت ماوراء الطبیعهاش، تقریباً بیگناه، پر از شگفتیهای کودکانه و مشتاق تجربه گرمای تابستان، حومه شهر و انواع چیزهای دیگر در بدن انسان برای اولین بار به نظر میرسد. و برای یوشیکی، اگر «هیکارو» تقلبی باشد و بر خاطرات دزدیده شده تکیه کند، اهمیت چندانی ندارد – تا زمانی که دیگر هرگز آنجا را ترک نکند. همانطور که یوشیکی ناامیدانه در اندوه شدید خود به "هیکارو" می چسبد، به طور فزاینده ای مشخص می شود که ممکن است چیزی خطرناک و ماوراء طبیعی از کوه ها به روستای آنها فرود آمده باشد. [نوشته شده توسط MAL Rewrite]
رسانه
تصاویر
· کلیک خارج یا ESC برای بستن
خلاصه داستان
شش ماه از زمانی که بهترین دوست یوشیکی تسوجیناکا، هیکارو ایندو، در کوهستان گم شد و یک هفته بعد بدون اینکه یادی از اتفاقات رخ داده بود، بازگشت، می گذرد. یوشیکی با اطمینان از اینکه هیکارویی که او می شناسد نیست که برگشته است، سرانجام یوشیکی در مورد آن از هیکارو می پرسد. ناگهان "هیکارو" شکل هیولایی واقعی......
شش ماه از زمانی که بهترین دوست یوشیکی تسوجیناکا، هیکارو ایندو، در کوهستان گم شد و یک هفته بعد بدون اینکه یادی از اتفاقات رخ داده بود، بازگشت، می گذرد. یوشیکی با اطمینان از اینکه هیکارویی که او می شناسد نیست که برگشته است، سرانجام یوشیکی در مورد آن از هیکارو می پرسد. ناگهان "هیکارو" شکل هیولایی واقعی خود را نشان می دهد و از یوشیکی می خواهد که آن را مخفی نگه دارد، زیرا او نمی خواهد او را بکشد. «هیکارو» با وجود طبیعت ماوراء الطبیعهاش، تقریباً بیگناه، پر از شگفتیهای کودکانه و مشتاق تجربه گرمای تابستان، حومه شهر و انواع چیزهای دیگر در بدن انسان برای اولین بار به نظر میرسد. و برای یوشیکی، اگر «هیکارو» تقلبی باشد و بر خاطرات دزدیده شده تکیه کند، اهمیت چندانی ندارد – تا زمانی که دیگر هرگز آنجا را ترک نکند. همانطور که یوشیکی ناامیدانه در اندوه شدید خود به "هیکارو" می چسبد، به طور فزاینده ای مشخص می شود که ممکن است چیزی خطرناک و ماوراء طبیعی از کوه ها به روستای آنها فرود آمده باشد. [نوشته شده توسط MAL Rewrite]
برای مشاهده و ثبت نظر وارد شوید
ورود