وان جیان وانگزو
Wan Jian Wangzuo · 万剑王座
در سلسله وسیع جیانگ، فرهنگ شمشیرزنی برای هزاران سال منتقل شده است و مردم به انجام آن افتخار می کنند. با این حال، رسیدن به اوج خود، "قلمرو شمشیر خدا" یک شاهکار نادر است. بیش از یک دهه پیش، خدای شمشیر Wuji که زمانی قدرتمند بود، توسط نقشههای خدای شمشیر چانگشنگ به شدت مجروح شد، و او را مجبور کرد تا به انزوا در کوهها، جدا از امور دنیوی، عقب نشینی کند. اکنون، ژان ییبای، تنها شاگرد خدا شمشیر ووجی، سرانجام به بلوغ رسیده است و زمان آن فرا رسیده است که طبق توافق استاد و شاگرد، سفر آموزشی را آغاز کند. قبل از حرکت، برای تقویت توانایی های دفاع شخصی ژان ییبای، ووجی شمشیر خدا شمشیر شخصی خود را به او هدیه داد و به او دستور داد تا به سرعت به قلمرو خدای شمشیر دست یابد. ژان ییبای که تازه وارد دنیای سکولار شده است، با جیانگ مینگیو، شاهزاده خاندان، و لی کوانگ، پسر دوم شاهزاده ژنان دوست می شود. با امید به رشد سریع، او و همراهانش در محاکمه "خرابی های سلسله باستان" شرکت می کنند و سفری قابل توجه را آغاز می کنند. (منبع: بانگومی، ترجمه)
رسانه
تصاویر
· کلیک خارج یا ESC برای بستن
خلاصه داستان
در سلسله وسیع جیانگ، فرهنگ شمشیرزنی برای هزاران سال منتقل شده است و مردم به انجام آن افتخار می کنند. با این حال، رسیدن به اوج خود، "قلمرو شمشیر خدا" یک شاهکار نادر است. بیش از یک دهه پیش، خدای شمشیر Wuji که زمانی قدرتمند بود، توسط نقشههای خدای شمشیر چانگشنگ به شدت مجروح شد، و او را مجبور کرد تا به......
در سلسله وسیع جیانگ، فرهنگ شمشیرزنی برای هزاران سال منتقل شده است و مردم به انجام آن افتخار می کنند. با این حال، رسیدن به اوج خود، "قلمرو شمشیر خدا" یک شاهکار نادر است. بیش از یک دهه پیش، خدای شمشیر Wuji که زمانی قدرتمند بود، توسط نقشههای خدای شمشیر چانگشنگ به شدت مجروح شد، و او را مجبور کرد تا به انزوا در کوهها، جدا از امور دنیوی، عقب نشینی کند. اکنون، ژان ییبای، تنها شاگرد خدا شمشیر ووجی، سرانجام به بلوغ رسیده است و زمان آن فرا رسیده است که طبق توافق استاد و شاگرد، سفر آموزشی را آغاز کند. قبل از حرکت، برای تقویت توانایی های دفاع شخصی ژان ییبای، ووجی شمشیر خدا شمشیر شخصی خود را به او هدیه داد و به او دستور داد تا به سرعت به قلمرو خدای شمشیر دست یابد. ژان ییبای که تازه وارد دنیای سکولار شده است، با جیانگ مینگیو، شاهزاده خاندان، و لی کوانگ، پسر دوم شاهزاده ژنان دوست می شود. با امید به رشد سریع، او و همراهانش در محاکمه "خرابی های سلسله باستان" شرکت می کنند و سفری قابل توجه را آغاز می کنند. (منبع: بانگومی، ترجمه)
برای مشاهده و ثبت نظر وارد شوید
ورود